بهائیت از نگاه مسیحیان پروتستان

هرمان رومر، بابیه و بهائیت را ثنویت‌گرا و دارای ساختاری فرقه‌ای و خرد ستیز می‌داند که از علوم رمزی و تأویلی اسماعیلی، حروفی، کابالا و دراویش بکتاشی متأثر است.
هرمان رومر (Hermann Roemer) متکلّم روحانی پروتستان، در هشتم جولای ۱۸۸۰ در اشتوتگارت آلمان متولد شد. رومر بین سال های ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۲ در دانشکده الهیات و فلسفه دانشگاه های توبینگن و هال به تحصیل پرداخت و از محضر اساتید به نامی چون پروفسور هرینگ، هگلر، هول، کالر، رایشله، اشلاتر و زیبولد بهره برد. پس از پایان تحصیلات در کسوت استاد الهیات در شهر باسلر به فعالیت های دین پژوهی مشغول شد و در سمینارهای دین شناسی پروتستان در اشتوتگارت به فعالیت پرداخت. در همان دوران به پیشنهاد دانشکده الهیات توبینگن، ریاست سمینارهای تخصصی و پژوهشی انجیلی را نیز بر عهده داشت.
هرمان رومر، خود در بیان اهداف تحقیقاتی خویش خاطر نشان می‌کند که “در سال ۱۹۰۷ شاهد تأسیس انجمن بهائیان اشتوتگارت بودم و همواره نیاز به یک پژوهش عملی، جهت پاسخگوئی به تبلیغات بهائیت در آلمان را احساس می‌کردم.” بدین منظور رومر کتاب خود تحت عنوان “بابیت و بهائیت، پژوهشی در تاریخ مذاهب اسلامی” را تألیف کرد. کتاب او “Die Babi- Behai, Eine studie zur religionsgeschichte des Islams” در واقع، رساله دکترای او بود که در سال ۱۹۱۱ به دانشکده عالی فلسفه دانشگاه توبینگن ارائه شد. این کتاب اولین اثر او درباره بابیت و بهائیت نبود؛ وی در سال ۱۹۰۸ مقاله ای در نقد بهائیت (۱) و در سال ۱۹۱۰ به دنبال تحقیقاتی در خصوص تاریخ تبلیغات مذهبی در آلمان، مقاله ای تحت عنوان “تبلیغات مذاهب آسیایی در مغرب زمین” را به رشته تحریر درآورد (۲).
در سال ۱۹۱۲ چاپ مشابهی از کتاب رومر تحت عنوان “بابیت و بهائیت، آخرین فرقه منشعب از اسلام Die Babi-Behai ” The latest Mohammedan sect ” منتشر شد.
آثار رومر، اولین آثار عمده در موضوع بابیه و بهائیت بود که در آلمان منتشر می شد؛ و علاوه بر مطالعات تاریخی، حاوی تحقیقات گسترده ای در نقد و بررسی تعالیم بابی و بهایی نیز بود. محور اصلی کتاب “بابیت و بهائیت، پژوهشی در تاریخ مذاهب اسلامی” بررسی اصول بنیادی تعالیم بابی و بهایی در شناخت خدا، مظهریت، مقام انسان و رستگاری بود. آثار او در نقد و بررسی فلسفی و کلامی تعالیم بابیت و بهائیت، بصورت قابل توجهی از سبک و اندیشه های “ایگناز گولدزیهر” تأثیر پذیرفته بود.
از جمله منابع تحقیقات کتاب رومر آثار گوبینو، براون، گویارد، نولدکه، هوآرت، اوئن هایم، گولدزیهر، نیکولا، نیکلسون، کبلر، کرمر، ریشتر، اولد نبرگ، زیبولد، اشراینر، زیلر و نیز آثار مؤلفان بهایی و گزارش مسیونرهای مذهبی از ایران است. کتاب رومر، همچنین مورد استناد و استفاده محققان بسیاری قرار گرفته است: از جمله پژوهشگرانی که از کتاب رومر در تحقیقات و تألیفات خود در سطح گسترده ای استفاده کردند عبارتند از: روزنکرانتس، فلاشه ، پل شورلن، ریچارد شافر، فیچیکیا.
نیکولا توفیق از محققان برجسته بهایی آلمان در کتاب ” DER information als method ” بیان می کند که اثر رومر، سند منحصر بفردی از دوران خود در اروپای آلمانی زبان می باشد و بی تردید واجد اهمیت تاریخی است و از آن می توان به عنوان مأخذ مستقیم مطالعات بابی و بهایی استفاده کرد.
کتاب هرمان رومر شامل چهار فصل و دو ضمیمه است که فصل اول آن، طولانی ترین بخش کتاب را تشکیل می دهد.
نویسنده در این فصل به مباحثی پیرامون آغاز جنبش بابی تا مسئله جانشینی علی محمد باب می پردازد. در این فصل، رومر موضوعاتی چون پایه گذاری بابیت در شیخیه، توصیف مقام باب به عنوان شیعه کامل در آراء شیخیه، بررسی تاریخی تمایلات صوفی مآبانه در بابیه، رخنه تعالیم کابالیستی در بابیه، بررسی نگرش بابیه در مورد پیامبری، کاربرد تأویل در آثار بابیه و عنصر سیاسی در آن نهضت را مطرح می کند. فصل دوم کتاب، معطوف به بررسی نقش رهبری میرزا حسینعلی نوری در تغییر شکل جامعه بابی به بهائی در دوره اقامت او در بغداد و اِدِرنه است. در این بخش، نویسنده به بررسی مباحثی چون بررسی آثار او در بغداد، تأثیرپذیری اش از صوفیه، الواح و مکتوبات او و موقعیت داخلی و خارجی جامعه بابی می پردازد.
فصل سوم کتاب نیز به نحوه شکل گیری بهائیت در عکّا و نقد برخی احکام بهائیت و موضوعاتی چون شکل گیری کتاب اقدس، حقوق جزاء در بهائیت، بررسی آثار حسینعلی نوری در عکا، شکل گیری و تحولات فرقه در ایران و ارتباطات بهائیان با ایران اختصاص دارد. نویسنده در فصل چهارم کتاب به رهبری عبدالبهاء تا سال ۱۹۰۸ می پردازد و مباحث سیاسی ـ تاریخی بهائیت را در ذیل عناوینی چون عباس افندی، رهبر فرقه و نقش آن در توسعه بهائیت، عباس افندی و تعالیم فرقه ای، تبلیغات بهائیت در اروپا و آمریکا، عملکرد عبدالبهاء در انقلاب مشروطیت ایران را مطرح می کند.
نویسنده در ضمیمه اول کتاب به بررسی قرابت معنایی میان فرق و مذاهب می پردازد و تأکید اصلی را بر نزدیکی میان فرقه بکتاشی و بابیه و بهائیت قرار می‌دهد. رومر این قرابت معنایی را در مباحثی چون اشارات تمثیلی مذاهب، ظهور خداوند در مقاطع زمانی و مسئله حلول جستجو می‌کند. ضمیمة دوم کتاب هم اختصاص به جریانات مشابه در جهان اسلام و هند دارد و دراین ارتباط نویسنده به بررسی خاستگاه و اهداف فرقه، ریشه صوفی گری، بررسی فرقه احمدیه و مقایسه آن با بابیه و بهائیت می‌پردازد.
نظری اجمالی بر محتوای کتاب:
رومر در اثر خود به گرایشات شبه عرفانی و صوفی مآبانه بهائیت اشاره می کند و معتقد است که بهائیت گیاهی دریایی است که در باتلاق جهان صوفی گری رشد و نمو کرده است. او معتقد است که “بهائیان با تمایلات و گرایشات صوفی مآبانه از عبدالبهاء بُت دیگری ساخته اند که در لباسی امروزی نمایان شده است.” (۳) به اعتقاد او بهائیت مسلکی درویش مآب است و تنها به لطف تقارن با جنبش های فرهنگی تجددگرای خاورمیانه بوده است که لباسی مدرن برتن کرده و می کوشد تا پیوندهای خود را با سایر حلقه های تصوف پنهان نماید. رومر، گرایشات شبه عرفانی بهائیت را بسیار عمیق و گسترده می داند و معتقد است که نگرش بهاء الله در لوح حکمت به فلاسفه، نگاهی سطحی است. به علاوه، تعبیری که برای فلاسفه بکار برده است (تئوزوفیست یا عارف) نشان می دهد که او فلسفه را با عرفان یکی می پنداشته و شناخت درستی از تفاوت آنها نداشته است.(۴)
رومر، بابیه و بهائیت را گنوسی، ثنویت‌گرا و دارای ساختاری فرقه‌ای و خرد ستیز می‌داند که از علوم رمزی و تأویلی اسماعیلی، حروفی، کابالا و دراویش بکتاشی متأثر است. او معتقد است که تعالیم بهائیت نسبت به شناخت خدا، مظهریت، مراتب صدور و فیض، همه از نوعی تلقی نوافلاطونی و گنوسی تأثیر پذیرفته‌اند. (۵)
رومر در بررسی سفر تبلیغاتی عبدالبهاء به آمریکا، بهائیت در آمریکا را صوفی گری آخر الزمانی ـ آپوکالیپتیک ـ معرفی می‌کند که حسینعلی نوری در نزد آنان مسیح باز گشته یا حتی خود خدا، جلوه می‌کند. او معتقد است که بهائیت در فرانسه، خاستگاه یهودی دارد بطوری که دریفوس یهودی، نقش بسیار مهمی را در سفر عبدالبهاء به پاریس ایفاء کرد و تشکیلات جهانی “آلیانس ـ اسرائیلیت” به واسطه کمک های همه جانبه خود به یهودیان در شرق، تبدیل به پلی برای نفوذ بهائیت به فرانسه شد. رومر به علاوه تأکید داشت که یهودیان ایرانی در داخل ایران، برای به چالش کشیدن اسلام، فرقه بهائیت را متحد خود یافته و هم پیمان خویش تلقی می‌کردند. (۶)
از دیدگاه هرمان رومر، در جریان انقلاب مشروطیت ایران، بهائیت با شعار جهان وطنی آرمان گرایانه و غیرواقعی خود به علائق ملی و منافع ایرانیان خیانت کرد. در این ارتباط، رومر اشاره می کند که “عباس افندی، عملاً بر ضد نهضت مردم سالاری ایرانیان دسیسه کرد و با دیپلمات های روسی و انگلیسی سازش و تفاهم داشت” به گونه ای که به بهائیان شهرهای تهران و تبریز، به شدت توصیه کرده بود که از محمدعلی شاه جانبداری کنند و به علاوه آنها را از شرکت در نهضت مشروطیت ایران نیز بازمی داشت. رومر همچنین تأکید می کند که با پیروزی انقلاب مشروطه، نادرستی ادعای عباس افندی که برای محمدعلی شاه، حکومتی طولانی و خوشایند را پیشگویی کرده بود، بر همگان روشن شد. رومر با یادآوری فشارهای وارده از سوی روسیه و انگلستان به ایران و اتحاد آن دو قدرت در تقسیم خاک آن به دو حوزه نفوذ در ۱۹۰۷ بیان می‌دارد که روابط عبدالبهاء در عکاء با ارتش های خارجی و کارگزاران آنها در ایران، چیزی جز یک خیانت بزرگ به کشور ایران نبوده است. (۷)
پی نوشت ها:
۱- Die propaganda fur asiatische religionen im Abendland: in Basler missionsstudien , issue 10,pp.45-55.
2- Der Behaismus , p.331.
3- فصل اول ۱۰,۲۰,۲۲,۳۱,۳۸,۴۸,۴۹,۵۷
فصل دوم ۷۴,۸۸,۹۰,۱۰۳
فصل سوم ۱۱۲,۱۱۴ -۱۱۷,۱۱۹,۱۲۱,۱۲۴,۱۳۱,۱۳۲,۱۳۳
فصل چهارم ۱۴۹f.,152,160f,174,176
4- فصل اول ۹,۱۳,۲۱,۲۲,۲۴f.,31f,32f.,38,43,44,45,49,51
فصل دوم ۷۱
فصل سوم ۱۰۹,۱۱۱,۱۱۳,۱۱۸,۱۳۱,۱۳۹,۱۴۴
فصل چهارم ۱۴۸,۱۵۴,۱۶۰,۱۶۱ff.,164,166,167, 168,169,172,173,175,176,178,179,180
5- فصل چهارم ۱۴۹,۱۵۰
۱-DER Bahaismus , in Evangelisches Missions – Magazin ,new series , vol .52,pp.321-31. 7- فصل چهارم ۱۵۷ به بعد.
منبع:خبرگزاری جمهوری اسلامی

Look alike of Abdul Baha discovered in Israel !!!


Why Baha'is sometimes act like this? Any clue?


This is Munirih Sparrow
There are some more Baha'i Singers but they are not as idiot as this lady.
Sonbol Taefi, Grant Hindin Miller, Elika Mahony, Luke Slott Choir, The Masque Choir, Youtube, The Photograph, Baha'i Songs. Please see http://youtube.com/bahaiculture for more Baha'i songs and dances.

!! البهائية تدخل الكويت Baha'is entering Kuwait !!

منيرة الحوطي

منذ سنة كانت امرأة تتردد على أمي وتدعوها لحضور مجالسهم في منطقة خيطان، وكانت امرأة خلوقة وتحمل منهجاً تود أن تدعو إليه، وبدأت تتردد وكل مرة تحضر معها مجموعة من النساء عندهن وسائل إقناع ليست بالهينة، وغالبيتهن متزوجات من كويتيين أغلبهن تجنسن ولم تبق إلا عشر نساء! أعدادهن في الكويت يتراوح من 50- 80  امرأة ثم في كل زيارة تطرح موضوعاً وتوزع شريطاً، وقد أخذوا والدتي إلى مقارهن في منطقة سلوى والفروانية والعارضية، ومن حرصي على عقيدة نساء الكويت الواعيات المدركات لابد أن أبين عقيدتهن التي دفعني فضولي وخوفي على والدتي أن أتعلمها فأرجو أن يتسع المقام وأطالب اخواتي بالانتباه وعدم طي الصفحة حتى تستوعبن حقيقتهن، ويكون عندكن إلمام كامل عن هذه الطائفة قبل أن تخترق جدار العقيدة.

 التعريف


أول ورقة اسبوعية قدمتها لوالدتي كانت عن التعريف بالطائفة وكان مضمونها أن البابية أو البهائية حركة وعقيدة نبعت وانبثقت من الشيعة الإمامية الإثنى عشرية سنة 4481م، ومعلوم أنها كانت تحت رعاية الاستعمار الروسي والبريطاني واليهودية العالمية والحركة الماسونية بهدف إفساد العقيدة الإسلامية وتفكيك وحدة المسلمين وصرفهم عن قضاياهم الأساسية.

وأضافت أن موطنها الأول إيران، وسميت بالبابية نسبة لزعيمها الأول ومنشئها، الذي لقب نفسه بـ-الباب- وسميت بالبهائية نسبة لزعيمها الثاني، الذي لقب نفسه بـ -بهاء الله-، وقد ادعى كل من الباب والبهاء النبوة والرسالة، ثم زعم كل واحد منهما أن الله قد حل فيه، وزعم -بهاء الله- أنه هو الرب الذي بشرت به الديانات كلها، وهو المشرع الأعلى الذي تنبأت بظهوره البوذية، والبرهمية، واليهودية، والمسيحية، والإسلامية، وكل هذه الديانات بزعمه وزعمهم مقدمات لظهوره.

 ومنذ نشأتها تبناها أعداء الإسلام كعادتهم في تغذية الاتجاهات الكافرة وإثارة الخلاف والشكوك حول الإسلام وتعاليمه.

  أسباب الظهور


وعندما سألتها أمي سؤالا عفويا عن أسباب ظهورها قالت :

 - غلو أهل إيران بعقيدتهم حول المهدي المنتظر.

 - استقر في عقول البعض من أهل إيران مجيء نبي من العجم آخر الزمان ينسخ شريعة الإسلام.

 - الفقر الشديد والظلم الذي كان يعيشه الشعب الإيراني في ظل الشاه وحاشيته وحياة البذخ والبحبوحة التي يعيشها هو وزبانيته.

 - وجود حالة ترقب وانتظار إلى منقذ آت يرفع عنهم الحيف.

 - تشجيع الدول الاستعمارية لمثل هذه الدعوات وبالأخص البهائية التي ساندتها روسيا، والحكومة البريطانية، واليهودية، والصهيونية، والماسونية العالمية.

 التأسيس وأبرز الشخصيات


وفي أجندة الاسبوع الثاني أرادت تعريف والدتي بأئممتهم فأفتتحت بالأول:

 علي محمد الشيرازي -9181 - 0581-: البابية أسسها علي محمد الشيرازي في -32 مارس 4481م-.

 - تلقى تعليمه الأول على يد دعاة الشيخية من الشيعة، ثم انقطع ومارس التجارة.

 - في السابعة عشرة من عمره عاد للدراسة واشتغل بكتب الصوفية، والرياضة الروحانية، وممارسة الأعمال الباطنية المتعبة.

- وفي عام 3481م ذهب إلى بغداد وبدأ يرتاد مجلس إمام الشيخية في زمانه كاظم الرشتي ويدرس أفكاره وآراء الشيخية، وفي مجالس الرشتي تعرف عليه الجاسوس الروسي -كنيازد الغوركي-، والمدعي الإسلام باسم عيسى النكراني، والذي بدأ يلقي في روعه أن -علي محمد الشيرازي- هو المهدي المنتظر والباب الموصل إلى الحقيقة الإلهية، والذي سيظهر بعد وفاة الرشتي وذلك لما وجده مؤهلاً لتحقيق خطته في تمزيق وحدة المسلمين.

 - وفي 32 مارس 4481م أعلن أنه الباب نسبة إلى ما يعتقده الشيعة الشيخية من ظهوره بعد وفاة الرشتي المتوفى في 9521هـ، وأنه رسول كموسى، وعيسى، ومحمد، فردت والدتي لا يمكن، أعوذ بالله أن يكون أفضل منهم.. سكتت برهه ثم واصلت أنه من تلاميذ الرشتي وآمن به العامة بأنه الباب للمهدي المنتظر، وكان عمره يومئذ 52 عاماً - ومعنى الباب في اصطلاحهم : الشخص الذي يكون واسطة بين الإمامية وإمامهم الثاني عشر محمد بن الحسن العسكري، وتقوم عقيدتهم على أنه المهدي وهو الذي يسمونه -المنتظر- وهم إذا ذكروه يدعون الله بأن يعجل فرجه، وبذلك تكون الرجعة.

 - واختار ثمانية عشر مبشراً لدعوته، أطلق عليهم حروف الحي، وقبض عليه في عام 1621هـ أي 6481م، فأعلن توبته على منبر مسجد الوكيل بعد أن عاث وأتباعه في الأرض فساداً وتقتيلاً وتكفيراً للمسلمين.

 - وفي عام 6621هـ أي 0581م ادعى الباب حلول الإلهية في شخصه حلولاً مادياً وجسمانياً وحكم عليه بالإعدام هو وبعض أتباعه، وهنا تدخل قيصر روسيا للإفراج عنه، وكذلك الحكومة الإنجليزية، إلا أن حكم الإعدام قد سبق ذلك. فقالت أمي يستاهل أكثر من الاعدام.

 - ثم انتقلت للتعريف بقرة العين: وهي من أتباع علي محمد الشيرازي، واسمها الحقيقي أم سلمى، ولدت في قزوين سنة 1321هـ للملا محمد صالح القزويني، أحد علماء الشيعة، ودرست عليه العلوم.

 - ومالت إلى الشيخين بواسطة عمها الأصغر الملا علي الشيخي وتأثرت بأفكارهم ومعتقداتهم، ثم رافقت الباب في الدراسة عند كاظم الرشتي بكربلاء، وكانت خطيبة مفوهة فصيحة اللسان.

 - طلبت من أمي أن نجتمع عندها  وأن تحرص على إحضار صديقاتها حتى أزودهن بأمور لم تتطرق إليها داعية البهائية..

 حضرن إلى المنزل، وبداية أوضحت لهن أن هنالك توافقا تاما بين البهائية والحركات الماسونية والفرق الضالة:

 - التوافق التام بين البهائية واليهودية والماسونية في المبادئ والأهداف والوسائل والغايات

 - اسم البهائية نسبة إلى البهاء، مأخوذة من التوراة، ورد في مزامير داود ترنيمات عن بهاء الله -أن السموات تحكي عن بهاء- وقد خلعت اليهود على -ميرزا حسين علي- هذه الصفة، وزعموا أنه المقصود بما ورد في أسفار اليهود.

 - شروح كتب تراث البهائية لا تختلف عن شروح اليهود، بل كأنك تقرأ في تلمود اليهود، فهي مطابقة لما جاء في شروحات اليهود لنبوءات التوراة.

 - تدعو البهائية إلى تجميع الناس على دين واحد، هو البهائية، وهي بذلك كالماسونية، التي تدعو إلى إقامة مملكة موحدة، تحكم العالم، وتجمع الناس على دين واحد.

 - توافق البهائية الماسونية في الدعوة إلى الجنس وممارسة الرذيلة والانحلال، وحرية التمتع والإباحية، والانطلاق من القيود والعادات والتقاليد.

- الاتفاق التام في المنهج بين البهائية والماسونية، وذلك أن منهج الماسونية هو الحرية والتدرج، وكذلك كان منهج البهائية، حيث ترتقي بأفرادها درجة تليها أخرى، وفي كل درجة تكشف لهم عن جزء من المستور.

 - الدعوة إلى المساواة بين المرأة والرجل، ومكافحة نظام الأسرة، والهجوم على تعدد الزوجات، وقوامة الرجل على المرأة، وفي كل ذلك تتوافق مع ما تدعو إليه الماسونية.

 - يستخدمون، كما تستخدم الماسونية، المراوغة والنفاق واصطناع المجاملة، فهم يأتون كل واحد من أقرب شيء إلى قلبه، وأدناه إلى فهمه، ويتصرفون مع كل طائفة بما ينسجم مع أفكارها ومعتقداتها.

- علاقة البهائية باليهودية:


- وبعد قليل سألتني إحداهن عن حقيقة علاقة البهائية باليهودية فقلت لها:

- كتب بهاء الله كانت تدعو للتجمع اليهودي على أرض فلسطين.

 - زار ابن بهاء الله -عباس- الملقب بـ-عبدالبهاء- سويسرا وحضر مؤتمرات الصهيونية ومنها مؤتمر بال 1911 م.




- حاول عبدالبهاء تكوين طابور خامس وسط العرب لتأييد اليهود والصهاينة.

- كرمته بريطانيا لما أتى إلى فلسطين بمنحه لقب -سير- فضلاً عن أرفع الأوسمة الأخرى.

- تولى رئاسة شؤون البهائيين في عام 1963م اليهودي الصهيوني -ميسون- وهو أمريكي الجنسية، ليكون رئيساً روحياً لهذه الطائفة في العالم كله.

 - يحرم البهائيون الجهاد وحمل السلاح وإشهاره ضد الأعداء، لاسيما اليهود.

- يدعون إلى السلام مع اليهود وتقبل الأمر الواقع على أرض فلسطين.

 - أيد البهائيون تجمع اليهود في فلسطين، وعدوا أن ذلك مما جاء في العهد القديم.

 - كتب شوقي أفندي زعيم الحركة البهائية في 30 يونيو 1948م إلى بن غوريون أول رئيس وزراء للكيان اليهودي، يعبر له عن أطيب تمنياته من أجل رفاهية الدولة الجديدة.

 - عقد البهائيون المؤتمر البهائي العالمي في سنة 1968م في رعاية الكيان اليهودي.

 - جاء في المؤتمر البهائي العالمي، الذي عقد في القدس المحتلة 1967م برعاية الكيان اليهودي في حفل الختام: -إن الحركتين اليهودية والبهائية متممتان لبعضهما وتجتمعان في أكثر النقاط-.

 - القرارات الصادرة عن المؤتمرات البهائية هي بعينها أهداف الماسونية والصهيونية.

 - حينما مات -عبدالبهاء- لم يسر في جنازته إلا حاكم القدس الصهيوني اليهودي وعدد من اليهود.

 - الإعلام اليهودي يساند البهائية ويبرزها على أنها حركة رائدة في مجال الفكر الإسلامي، وكتب العديد من المستشرقين اليهود عن البهائية وأذاعوا عقائدها.

 - أعد الكيان اليهودي بناية ضخمة في حيفا على جبل الكرمل في ابريل 1983م لتكون مقراً لمركز البهائية -بيت العدل- الذي يديره تسعة بهائيين يتم انتخابهم.

 - يعامل البهائيون في فلسطين المحتلة معاملة اليهود منذ قيام الكيان اليهودي على أرض فلسطين.

 - بينما يمارس العدو اليهودي سياسة الاعتداء على المقدسات الإسلامية من مساجد ومقابر ومراكز، ونجد أن محافل البهائية تراعى مراعاة خاصة، وكأنها محافل وكنس يهودية.

 - يقول البهائيون: إن الفترة التي قضاها بهاء الله في السجن والمنفى الأربعين عاماً، هي الفترة نفسها التي قضاها بنو إسرائيل في التيه في صحراء سيناء؟!

 - ويقول أتباع بهاء الله: إن نبوءات بهاء الله التي يزعم أتباعه على الإنترنت أنها تحققت هي ما تنبأ به بتحقيق الوعود التي جاءت في العهد القديم بخصوص إعادة تجمع اليهود في الأرض المقدسة وفي زماننا هذا.



- وتنبأ عبدالبهاء بمستقبل مشرق لليهود، الذين كانوا يعيشون في فلسطين وليس أولئك الذين كانوا يعيشون في أوروبا.

 - يوجد العديد من المحافل والمراكز والأماكن المقدسة للبهائية في عكا وحيفا، والتي لها الصون والدعم الكامل، والتسهيلات المفتوحة، والترتيبات الكاملة لتهيئتها لتكون محجاً للبهائية.

 - يقول البهائيون: إن الدين البهائي ظهر في عام 1848م أي قبل مائة عام من إنشاء الكيان الصهيوني على أرض فلسـطين المغتصبة، وهذا التاريخ مخالف للواقع، حيث تأسست في عام 1844م .

 - يصف اليهود مدينة حيفا بأبرز معالمها -مينائها الشهير- وكذلك -قبة محفل عباس- وهي كما يقولون تشبه إلى حد كبير مسجد الصخرة المذهبة في المسجد الأقصى.

  حكم البهائية في الإسلام:


 -وفي ختام جلستنا تلك كان لا بد لي أن أبين للحاضرات حكم البهائية في الإسلام :

 أفتى علماء المسلمين بكفر البهائيين وخروجهم على الإسلام، وأن من اعتنق مذهبهم من المسلمين، يعد في حكم المرتد يستتاب ثلاثة أيام، وإن بقي على ارتداده يقتل بحد الردة.

 وقرر مؤتمر المنظمات الإسلامية في مكة المكرمة أن البهائية حركة صهيونية غير إسلامية.

 وقرر كذلك مكتب مقاطعة الكيان اليهودي وضع اسم البهائية في القائمة السوداء لثبوت صلتها بالصهيونية.

 فالبابية والبهائية من الفئات الضالة الخارجة عن الإسلام بحكم إنكارهم أن رسول الله هو خاتم الأنبياء والمرسلين، وادعائهم بأن روح الله عز وجل قد حلت في الباب أو البهاء، وإنكارهم للعقوبات الإلهية وموالاتهم المستمرة لليهود وسعيهم الدائب لتهويد المسلمين، وإعلانهم أن كتابهم البيان قد نسخ القرآن الكريم، وأن دينهم نسخ الإسلام وتعاليمه وشرائعه.

http://adilcom.maktoobblog.com/

Controversy in the Baha'i Primary School in Swaziland

Quinton Dlamini is the new chairman of the
Baha'i school committee
Parents of children attending school at Bahai Primary recently stunned elders of the Bahai faith when they elected controversial President of the National Public Servants and Allied Workers Union (NAPSAWU) Quinton Dlamini as chairman of the school committee.

The school has been run by a management board for many years. The elders were allegedly taken by surprise when the parents made a demand to have a school committee.

It was gathered that things came to a head when parents wanted nothing but to elect their own school committee. 

The election of Dlamini comes in the wake of an old standing policy of the mission that the school should be run by a school management board.

The parents allegedly said they were still to be convinced that the school was owned by the mission school.

In one of the meetings, the parents are said to have demanded a bank statement from the mission that shows its contribution towards the running of the school.

The meeting felt that the operations of the school was financed by parents and therefore wanted a school committee to run the affairs of the school. A source at the school disclosed that even school funds were not controlled by the principal but the funds were administered by a bursar, who is a daughter to one of the elders of the faith.

“It is not known if the mission was indeed in charge of the school.

 “We are still to be convinced if the school was indeed receiving funding from the mission. We have tried to get answers on that but have not been getting any answers from the elders of the Bahai faith,” said a source.

The issue of the control of the school has caused a rift between parents and the management of the school. All this unfolded during a parents meeting that was attended by officials from the ministry of education and training.

http://www.observer.org.sz/index.php?news=38805